بدون عنوان
بعد رفتن همه.......روز تولد بابایی...چقد خسته بودی....فدات بشم کادویی که واسه بابا گرفتیم پیراهن و شلوار بود که از بس قایم کرده بودی کاغذش پاره شده بود..خخخخخ ...
نویسنده :
مادر ناهیدو بابا مجتبی
16:36









