بدون عنوان
سوم آذر ...فوت بابابزرگم


مشق نویسی اقا علی سان با متد جدید

شب چله 94 خونه ی عمو روح اله اینا
علی کوچولوی ما همه ی نی ها رو جمع کردی و شمشیر درست کردی
و اما 5 بهمن و تولد بابا مجتبی









کیک رو آتا خریده بود
ما هم یه شلوار به بابا کادو دادیم
عرفان هم برف شادی گرفته بود و خاله مهسا اینا هم یه پیراهن گرفته بودن
و در این وسط شما به آتا گفتی که تولد منه.یعنی خودت و در رویای خودت فکر میکردی که آتا دروغت رو باور کرده و اونم بهت پول داد
عجب حقه باز شدی کوچولو
تولدت مبارک بابا جونی...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان 

